بررسی داستان Inside-قسمت دوم-کنترل ذهن(شخصیت اصلی را چه کسی کنترل می کند؟) | بلاگ

بررسی داستان Inside-قسمت دوم-کنترل ذهن(شخصیت اصلی را چه کسی کنترل می کند؟)

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

با سلام به همه دوستان عزیز

پیش از شروع توجه داشته باشید که به دلیل پیوستگی مطالب،بعضی از آن ها بار ها تکرار شده است.امیدوارم از بابت این موضوع ناراحت نشوید.

این مطلب ترکیبی از فرضیه های مختلف+نظر شخصی خودم هست پس احتمال تشابه بعضی مطالب با چیز هایی که قبلاٌ خونده اید هست.


امروز با بخش دوم تحلیل کنیم و گریزی هم داشته باشیم به فرضیه ای جالب که مطمئنم شما را به شدت سورپرایز خواهد کرد.
اول از همه چیزی که باعث می شود احساس کنم بازی به نوعی با آلمان ها و نازی ها مرتبط باشد این هست که اگر نور و کنتراست صفحه نمایش خود را به حالت متعادل در آورید متوجه می شوید که در بازی در محیط های غیر آبی(یعنی در خشکی) از 4 رنگ استفاده شده است که عبارتند از : قرمز،سفید،سیاه و تا حدودی زرد.
[عکس: isrmxfnm7h4b.png]

دقیقا رنگ های به کار رفته در پرچم هیتلر که خیلی هم ایشون روی رنگ های این پرچم تعصب شدید داشتند.مورد دوم که ارتباط بازی با آلمان را در ذهن من تا حدودی محتمل ساخت این بود که با تغییر اندک کنتراست می توان مشاهده کرد که شخصیت اصلی هم از رنگ های زرد،قرمز،مشکی تشکیل شده که به ترتیب رنگ صورت،لباس،شلوار او است.البته من رنگ موی پسربچه را صرف نظر کردم چرا که رنگ مو جزوی از ژنتیک هر شخص است و نمی توان آن را تغییر داد ولی رنگ لباس هر شخص را خودش یا اطرافیانش می توانند برایش تعیین کنند.این رنگ ها را اگر برعکس کنار هم قرار دهید رنگ پرچم امروزی آلمان می شود.
در Inside ما به جز محیط طبیعی،محیط های زیر آب،آزمایشگاه و کارخانه،بخشی از بازی را در حال عبور از ساختمان های به هم چسبیده و شیب دار هستیم که بی شباهت به معماری مورد علاقه نازی ها نیست!
[عکس: dx4rdhm4nhyj.png]

به نظر می رسد قطعات پازل در حال کنار هم قرار گرفتن باشند.دنیایی که اطراف شما است به نظر دنیای نازی ها می باشد و تعصب و علاقه هیتلر یا رهبر دیگر آن ها به قدری روی رنگ های پرچم نازی ها بالا است که حتی محیط بازی هم تحت تاثیر رنگ های خودش در آورده است و فقط محیط زیر آب از دستش در رفته است.شخصیت اصلی ما هم که به نوعی نماد آلمان امروزی هست در حال فرار از مزدوران متعصب نازی است و شاید مبارزه عقاید امروزی با گذشته یکی از مفاهیم بازی باشد.
در بازی کسانی که قصد گرفتن شما را دارند از یک سری سگ های وحشی استفاده می کنند که شاید یک خورده وسواسانه باشد اگر بگویم این نژاد سگ با نژاد سگی که مورد علاقه نازی ها بوده یکی است و من خودم به شخصه این مورد را هم به عنوان یکی از دیگر شواهد برای اثبات ادعای خودم مبنی برا ارتباط بازی با نازی ها به کار می برم.

خب تا اینجا اسکلت داستان را درست کردیم اما بیایید ببینیم در روند بازی چه اتفاقاتی می افتد.در همان اوایل بازی شما متوجه می شوید که قرار نیست در این دنیای بی رحم کسی به شما خوش آمد بگوید و با ناز و احترام با شما رفتار کنند.همه قصد بیهوش کردن و گرفتن شما را در اوایل دارند.امتحان هم ساده است وقتی شما را دیدند سر جای خود بایستید،خواهی دید که یکی از افراد حمله کنان شما را گرفته و بیهوش میکند،در حالی که می تواند گردن شما را بشکند و شما را بکشد پس نتیجه می گیریم که قرار نیست مرده شما به دشمنانتان سودی برساند،آن ها به زنده شما نیاز دارند.شاید شما یک نمونه آزمایشگاهی با هزینه های میلیاردی باشید که نباید آن را به راحتی از دست داد.اما جلوتر که می رویم قضیه فرق می کند،سگ ها به قصد کشتن شما جلو می آیند پس زنده ماندن و فرار  کردن شما چندان هم به نفع یک عده نیست.
یکی از صحنه های جالب بازی برای من قسمتی بود که یک عده خانم و آقا که معلوم بود خودشان در دست خودشان هست و ماسک زرد زده بودند،در حال تماشای رژه شما و موجودات زامبی مانند بودند.موجودات زامبی مانند در بازی کنترلشان دست خودشان نیست و شخصیت اصلی هم می تواند به کمک یک نوع کلاه خاص آن ها را گاهاً کنترل و از آن ها در پیش برد مراحل استفاده کند.آن دسته از افراد کهع ماسک زرد زده اند و به نظر می رسد از تماشای این رژه و حرکات عجیب شما و دیگران بسیار خوششان آمده،ظاهراً قشری ثروتمند هستند که این افراد را برای کارگری و خدمت به خودشان استفاده میکنند،گفتیم که موجودات زامبی مانند کنترلشان دست خودشان نیست،پس دست کیست؟بدون شک دست همین افراد که ماسک زرد زده اند و خودشان را از سایرین جدا کرده اند.همینمجا یکی از زشت ترین مفاهیم را Inside به ما نشان می دهد.آن هم مفهوم اختلاف طبقاتی و تبعیض است.کسانی که ثروت دارند کنترل کسانی که ضعیف هستند را به کمک فناوری کنترل ذهن در دست گرفته اند.خوشبختانه شخصیت اصلی ما که گفتیم نماد آلمان امروزی است و میانه خوبی با عقاید نازی های گذشته ندارد در دنیای بازی حضور دارد تا به این جریانات پایان دهد و این افراد بیچاره را از یوغ اسارت ذهن و جسم که نازی ها ایجاد کرده اند برهاند.
[عکس: kh686i9qko1s.jpg]
شخصیت اصلی مسیر خودش را ادامه می دهد و بخشی از بازی را با نوعی زیردریایی تک نفره می گذارند که مشابه آن را در زمان نازی ها می توان دید.باز هم بازی به نوعی خودش را به این رژیم متعصب و ظالم مرتبط می سازد.زیردریایی یکی از لذت بخش ترین بخش های بازی را تشکیل می دهد ولی جلو تر که بروید خواهید دید که زیردریایی به بزرگ ترین کابوس شما تبدیل خواهد شد.یک دختر بچه را به زودی ملاقات خواهید کرد که مو های سیاه و بدنی برهنه دارد و بار ها به شما حمله می کند.شما هم تنها راه دفاعی که دارید استفاده از نور روشن زیردریایی برای عقب نگه داشتن این موجود سیاه و پلید است.چه قدر زیبا Inside مفاهیم ادبی و فلسفی را تلفیق می سازد.نور روشن و پاکی علیه سیاهی و پلیدی.چه شاعرانه!
[عکس: 4h8ljp116xcq.png]
بعد از کلی تعقیب و گریز شما نهایتاً اسیر دست دخترک شده و او یک وسیله را به شما وصل می کند که توانایی کنترل موجودات زامبی مانند بدون کلاه و شنا به طور نامحدود زیر آب را به شما می دهد.به نظر می رسد که دختربچه دل خوشی از نازی ها ندارد و در یکی از قسمت های بازی او را می بینیم که در آب،پایش به کی سیم متصل است.شاید او هم یک نمونه آزمایشگاهی است یا شاید هم یک قربانی برده داری جنسی.کسی چه می داند،نداشتن لباس او چه معنایی ممکن است داشته باشد؟در هر صورت کمک او به پسربچه به جای کشتنش نشان می دهد هدف مشترکی با او دارد.
در ادامه داستان شما وارد آزمایشگاهی پیشرفته می شوید که مرکز اصلی کنترل ذهن ها است و تمامی موجودات زامبی مانند ظاهراً از آن جا کنترل می شوند.پس بگذارید مطالب را به هم وصل کنیم.افراد ثروتمند با ماسک زرد،با هزینه فراوان و اقدامات دانشمندان موفق به ساخت یک آزمایشگاه برای کنترل ذهن افراد شدند.افرادی که از آن ها ضعیف تر بودند را وادار به انجام دادن دستوراتشان کنند.حتی در کارخانه که بخش قابل توجهی از گیمپلی را شامل می شود شما کارگر هایی زامبی مانند می بینید.به نظر می رسد ثروتمندان از فناوری کنترل ذهن قصد داشته اند برای به کار وادار کردن افراد ضعیف بدون دادن حقوق استفاده کنند.کسی چه می داند شاید اهداف شوم دیگری هم چون جنگ و ... هم داشته اند.در هر حال از محیط بازی می توان فهمید قدرتمندان با کنترل ذهن به دنبال منافع خودشان بوده اند.
در این بین شما که یا یک پسربچه عادی هستید یا یک نمونه آزمایشگاهی،قرار است به عنوان نماد آلمان امروزی با این اقدامات مبارزه کنید.پس از ورود به آزمایشگاه و حل پازل هایی چالش برانگیز،شما به یک توده بزرگ از دست و پا می رسید.به توده خوب دقت کنید می بینید اندام های آن به دستگاه های کنترل ذهن وصل است.به نظر می رسد کنترل ذهن بسیار فرایند پیچیده ای بوده است و برای انجام آن نیاز به یک یا چند مغز فعال بوده است.از آن جایی که این مغز ها باید 24 ساعته به دستگاه وصل باشند تا همیشه کنترل موجودات زامبی مانند را برای ثروتمندان به ارمغان بیاورند،دانشمندان عده ای از افراد را به صورت متراکم به هم وصل و این توده را تشکیل داده اند.سپس به مغز های آن ها اندام های کنترل ذهن را وصل کرده اند.چه ناراحت کننده است که یک عده برای منافع عده ای دیگر این گونه فشرده شده باشند.
پسربچه داستان ما پس از ورود به محفظه نگهداری این توده وارد آن می شود و البته قبل از ورود،اندام های کنترل ذهن را از آن ها جدا میکند و افراد درون توده را دچار آگاهی می کند.احتمالاً وسایلی که به آن ها متصل بود امکان اندیشه آگاهانه را از آن ها گرفته بود اما پس از رهایی هم اینک می توانند به خوبی فکر کنند و برای فرار از آزمایشگاه اقدام کنند.امان از دست پسربچه،در ادامه کل آزمایشگاه را با آگاه کردن افراد درون توده به هم می ریزد و راه فرار را پیش می گیرند.
در حین فرار هر چیزی که جلوی دست باشد از بین می رود حتی یکی از افراد ازمایشگاه له می شود.عده ای فرار کرده و عده ای هم ظاهراً به شما کمک می کنند.دو فرضیه محتمل این جا پیش می آید.اول این که این افراد از سر دل سوزی و با منطق و شعور بالا قصد کمک دارند.شاید دل خوشی از این آزمایشگاه و صاحبان آن ندارند،شاید هم موافق کنترل ذهن نیستند.
دوم این که این افراد از قبل تدابیری جهت چنین اتفاقاتی اتخاذ کرده اند.آن ها به ظاهر در حال کمک کردن هستند ولی در نهایت شما را به جایی منتقل می کنند که زیر پای شما خالی شده و پس از سقوط آزاد و بار ها له و لورده شدن عاقبت خوبی نصیبتان نمی شود.در واقع سناریوی فرار جعلی را برای این درست کرده اند که بی دردسر کلک شما را بکنند!
من فکر می کنم فرضیه دوم صحیح باشد چرا که در پایان شما سرنوشت خوبی کسب نخواهید کرد.
پس از آزاد شدن زمین زیر پای توده،شما و سایر افراد درون آن،مسافت طولانی به زمین اثابت کرده و در نهایت در محیط طبیعی به دور از آزمایشگاه زیر نور کنار اقیانوس می میرید.ولی آیا محیط طبیعی است؟
اصلا و ابدا محیط پایان بازی،محیط طبیعی نیست،از روی درخت ها و نور کاملاً مصنوعی کنار اقیانوس می توان این مطلب را به راحتی متوجه شد.در واقع فرار شما کاملاً جعلی بوده و باز هم در آزمایشگاه هستید،به زودی دانشمندان دوباره توده را برداشته و پس از بازگرداندن به آزمایشگاه،تحقیقات را از سر خواهند گرفت.شما هم که اسیر دست آن ها شده اید.
[عکس: pfgrwtp0wy0m.jpg]
اما صبر کنید،داستان بازی هنوز کمیتش می لنگد.سوال اصلی من پس از پایان رساندن بازی این است که آیا ما در حال کنترل شخصیت اصلی هستیم؟آیا پسربچه خودش با فهم و شعوری که دارد می فهمد باید توده را از بین ببرد؟آیا شخصیت اصلی هم تحت کنترل توده است؟آیا بخشی از توده دچار آگاهی شده(در اثر باگ سیستم) و در حال کشاندن پسربچه به آزمایشگاه برای نجات خودش است؟آیا یکی از اهالی آزمایشگاه پسربچه را به سمت آزمایشگاه می کشاند؟
برای پاسخ به این سوالات باید پایان دوم بازی را بررسی کنیم.در پایان دوم شما باید گوی هایی رنگی را در بازی پیدا کنید و پس از پیدا کردن همه آن ها،در مزرعه ذرت ابتدای بازی می توانید وارد اتاقی مخفی شده و پس از کشیدن کابلی خاص،کنترل خودتان را از شخصیت اصلی از بین ببرید!سپس صفحه سیاه شده،شخصیت اصلی درست مانند موجودات زامبی مانند شده و بازی به اتمام می رسد.
قبل از کشیدن کابل،پسربچه به پشت زمینه بازی نگاه میکند.جایی که یک دستگاه کنترل ذهن به وسیله کابل هایی طولانی به نقطه ای نامعلوم متصل است.
فرض می کنیم،این کابل ها نهایتاً به توده وصل باشد و بخشی از توده،ضمیر خود آگاهش را در اثر مشکلات سیستم به دست آورده باشد و تصمیم به رهایی گرفته باشد.
همچنین فرض می کنیم این کابل ها به کیبوردشما وصل باشند و کنترل شخصیت را شما به دست گرفته باشد یعنی شعور شخصیت اصلی او را به آزمایشگاه کشانده باشد.
با هر دو فرض بالا لطمه ای به داستان وارد نمی شود پس من یک فرض جامع را در نظر می گیرم.
بخشی از توده در اثر باگ و مشکلات سیستم دچار خود آگاهی می شود،شما در طول بازی در نقش همان بخش توده،وظیفه کنترل پسربچه و رساندن آن به آزمایشگاه برای رهایی خود را دارید،در این بین حوادثی برای شما رخ می دهد ولی در نهایت موفق به رهایی خود می شوید ولی در نهایت فرار شما چندان موفقیت آمیز نیست.به این ترتیب شاید تنها باگ سیستم که ضمیر خود آگاه شما بود نیز توسط دانشمندان شناسایی شده و برطرف خواهد شد.
دوستان عزیز خیلی ممنونم که این قسمت را هم مطالعه کردید،در قسمت های بعدی فرضیه هایی دیگر را نیز بررسی خواهیم کرد.

...
نویسنده : استخدام کار بازدید : 10 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 17:41