بررسی داستان Inside-قسمت اول-تومور یا ویروس؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    گاهی بهتر است برای بررسی یک موضوع از انتها،وسط،ابتدا و گاهی هم بدون هیچ منطق و نظمی به آن نگاه کنید چرا که اجزای آن بسیار گنگ و بهم وابسته است.عنوان Insideاز آن دسته بازی هایی است که نمی توان داستان آن را از همان ابتدا درک و بررسی کرد.لازم است بار ها آن را به اتمام برسانید،بار ها تحلیل های مختلف را درباره آن در وبسایت های مختلف مطالعه کنید،مدت ها فسفر بسوزانید و سرانجام به خودتان بگویید:
    "خدای من چرا داستان بازی این همه برداشت های مختلف داره؟!"
    لطفا این مطلب را چند بار بخوانید و به دقت به قسمت های مختلف توجه کنید.
    مقدمه چینی رو به اتمام می رسانیم و می رویم سر اصل مطلب،در دنیای Inside چه می گذرد؟
    اولین موردی که خیلی جالب هست رنگ های به کار رفته در بازی است که به نظر می رسد این رنگ ها،تنها رنگ های به کار رفته در پرچم نازی های می باشد.این رنگ ها عبارتند از: قرمز،زرد،سفید،سیاه.
    این رنگ ها شاید اشاره ای سطحی به نازی ها داشته باشه و ما هم نمی خواهیم چشم بسته و فقط با استناد به این مورد بگیم بازی داره آینده جهان زیر دست نازی ها را نمایش می دهد ولی در ادامه با موارد جالبی رو به رو خواهید شد که شما را شگفت زده خواهد کرد.البته در این مثاله به فرضیه این که بازی Inside نماد فعالیت بدن هستد می خواهیم اشاره کنیم و در قسمت بعد به ارتباط بازی با نازی ها خواهم پرداخت.با من همراه باشید.
    بیایید فلسفه قرمز رنگ بودن لباس شخصیت اصلی را از چند منظر بررسی کنیم.یکی از فرضیه هایی که چندان هم بی ربط نیست این می باشد که بازی نمادی از مبارزه بدن با یک بیماری ویروسی و احتمالاً تومور سرطانی است.
    شخصیت اصلی که قرمز رنگ هست،نماد گلبول قرمز است و دفاعی از خود ندارد،از طرفی جثه او از همه شخصیت ها و موجودات کوچکتر است به جز یک دختر برهنه با مو های بلند که در ادامه مفصل به آن خواهیم پرداخت.اندازه گلبول های قرمز تا جایی که من سوادم می کشد حدود 7 نانومتر هست و جزو ریز ترین سلول های بدن هستند و فقط بعضی باکتری ها و میکروب ها اندازه کوچکتر از آن را دارند.اندازه بیشتر میکروب ها بین 1 تا 10 نانومتر است و این یعنی میکروب هایی هستند که از گلبول قرمز کوچکتر باشند.اگر فرض کنیم شخصیت اصلی نماد گلبول قرمز باشد پس دختری که قصد نفوذ به او را داشت و بار ها در طول بازی به او حمله می کند،می تواند یک ویروس باشد که از قضا گفتیم اندازه ویروس ها می تواند کوچکترا ز گلبول قرمز باشد.مطلب جالب دیگر این جاست که بعضی المان های گیمپلی به اندام های بدن و یا کارکرد آن بسیار شبیه هستند.
    در جایی شما می بینید که بسیاری از افراد به حال خودشان نیستند و معلوم نیست زنده هستند یا مرده ولی راه می روند و حرکت می کنند.شاید بتوان این افرا د را کسانی دانست که ویروس آن ها را تسخیر کرده است.اجازه دهید کژتابی را از مقاله بزداییم.در این جا افراد ذکر شده حکم گلبول هایی سفید را دارند که توسط ویروس آلوده شده اند و می دانیم ویروس پس از الوده کردن گلبول های سفید می تواند ماده وراثتی خود را به آن ها تزریق و تغییراتی را در آن ها ایجاد کند مثلا از سلولهای خودی ما برای تکثیر خود استفاده کند.ما فرض را بر آن می گذاریم که ویروس مورد نظر(که در این جا همان دختر بچه یا موجودی دیگر است) آن ها را آلوده و تسخیر کرده است و نمی گذارد افراد آگاهانه عمل کنند(سلول ها فعالیت درست خود را بکنند).شاید تنها سلولی که سالم مانده یک گلبول قرمز بوده که ما آن را داریم کنترل می کنیم.در تقریبا اواخر بازی ما توسط دختری که در آب هستند گرفتار  می شویم و او وسیله ای خاص را به ما وصل می کند.این وسیله خاص کمک می کند شما در آب نفس بکشید و دیگر نیازی به زیردریایی نخواهد بود.
    من معتقدم که این دختر بچه ویروس نیست بلکه یک سلول آلوده به ویروس است.بعضی از سلول های آلوده به ویروس ماده ای به نام اینترفرون ترشح می کنند که باعث مقاومت سایر سلول های سالم مانده در برابر ویروس می شود.به نظر می رسد دختر بچه قصد کمک به شخصیت اصلی را داشته است و همان طور که می بنید شخصیت اصلی را از یکی از محدودیت هایش خلاص می کند،در واقع به او کمک می کند درست مثل مثال زیستی و واقعی که زدم.
    اما چرا یک گلبول قرمز نباید بتواند در آب برای مدت طولانی بماند؟یکی از مواردی که می تواند این قضیه را توجیح کند این است که ویروس ها سرعت تکثیر فراوانی دارند و شاید آب(مصداق خون) پر از ویروس بوده است و سریعاً شخصیت اصلی(گلبول قرمز) را می کشته است(آلوده می کند).اما پس از مقاومت نسبت به ویروس های موجود در آب،شخصیت اصلی دیگر به راحتی می توانسته است در آن قرار بگیرد.
    با توجه به موارد بالا حالا می توان توجیه کرد چرا کل شخصیت های انسان(نه زامبی مانند) در ابتدای بازی به دنبال بیهوش کردن شخصیت اصلی بودند.آن ها یا ویروس بوده اند یا سلول های آلوده به ویروس که کنترلی از خودشان نداشتند که من فکر می کنم نظر دوم صحیح باشد.
    به یاد بیاورید که پایان بازی چگونه است.یک گلوله بزرگ و لزج از دست و پای انسان ها داریم که در محفظه ای شیشه ای است.من این طور استدلال می کنم که یک تومور بزرگ داریم که کلی از سلول ها در حال نگاه به آن هستند و کاری نمی توانند بکنند چون آن تومور در داخل یک محفظه شیشه ای است.بد نیست بدانید که تومور در اثر رشد سریع و غیر قابل کنترل سلول های بدن به وجود می آید و همه ما آن را به نام سرطان می شناسیم.شاید ویروسی که از آن صحبت کردیم موجب رشد بیش از حد سلول های بدن و این تومور شده باشد که البته این فرض آن قدر ها هم محال نیست چرا که اشاره کردم،ویروس ماده ژنتیک خود را به سلول میزبان تزریق می کند.شاید هم این توده بزرگ تومور نباشد و توده ای از ویروس هایی که از آن ها حرف می زدیم باشد که این هم چندان بی ربط نیست.نکته مشترک این هست که مشکلات دنیای بازی(بدن انسان) و دردسر های شخصیت اصلی و سایرین(سلول های بدن) منشات گرفته از این توده هست،حالا فرقی نمی کند که این توده ویروس باشد یا تومور.
    در هر صورت شخصیت اصلی خودش را وارد آن می کند و به نوعی آن تومور یا توده ویروس را از محفظه آن(محل تومور یا توده ویروسی) جدا و آن را خارج از محیط بازی(بیرون از بدن) می برد که البته بعضی افراد(سلول ها) در این بین می میرند و بعضی ها به خروج کمک می کنند مثلا راه را باز می کنند و در نهایت توده را به جایی منتقل می کنند که پس از باز شدن زمین زیر پای آن سقوط می کند(مصداق بارز دفع میکروب ها از بدن به روش سرفه،عطسه،دفع ادرار و مدفوع یا موارد مشابه).به این ترتیب توده خارج می شود(بدن از ویروس یا تومور پاک می شود).
    اشاره کردیم بعضی سلول ها به فرایند خروج توده کمک می کنند،در واقعیت هم همین طور هست بسیاری از سلول ها به خروج میکروب ها از بدن کمک می کنند.
    تا به اینجا ما خیلی خوب به یکی از فرضیه های محتمل درباره داستان بازی Inside پرداختیم و پایان 1 بازی را توضیح دادیم.اما Inside یک پایان دوم هم دارد.
    در پایان دوم شخصیت اصلی یک سری مراحل را طی می کند و در نهایت با کشیدن یک کابل صفحه تاریک و شما کنترل او را از دست می دهید،شخصیت اصلی هم در وضعیتی قرار می گیرد که انگار زانوی غم بغل کرده است.به نظر می رسد این فرضیه نتواند این پایان را توجیه کند اما اگر بیشتر دقت کنیم می بینیم که شخصیت اصلی پس از کشیدن کابل یا کلید به بیرون باعث اتمام بازی می شود.گفتیم صفحه تماماً سیاه می شود.فکر نمی کنید این نشان دهنده مرگ بدن باشد؟به نظر من سلولی که آن را کنترل می کنیم در حال انجام وظیفه خود است که ناگهان حمله ویروس یا تومور بدن را از کار می اندازد.یا بیایید یکم طور دیگر قضیه را بررسی کنیم.حمله بیماری موجب می شود که بعضی فرایند های بدن مختل شود مثلا فرض کنید تجزیه یک ماده که مقدار کم آن برای بدن ضروری ولی مقدار زیاد آن مضر است(شبیه به کاری شخصیت اصلی می کند،کشیدن کابل به بیرون می تواند مصداق تجزیه یک ماده یا متوقف کردن یک فرایند مثل تکثیر بی رویه سلول ها باشد و یا موارد مشابهی که نیاز به کنترل دارند) ممکن است در اثر بیماری با مشکل رو به رو شود،در این صورت اگر همان ماده در بدن تولید شود چون بدن با مشکلاتی در تجزیه آن رو به رو است،به دردسر خواهد خورد.سلول داستان ما هم از بیماری بی خبر است و تقریبا اواخر بازی است که ما توده را می بینیم.پس سلول کار خودش را بی خبر از همه جا انجام می دهد غافل از این که فرایند خاصی با مشکل برخورده است و اجرای همان فرایند توسط سلول کار دست بدن می دهد.
    دوستان عزیز این اولین فرضیه از چندین فرضیه محتمل برای داستان بازی Inside است.امیدوارم از آن خوشتان آمده باشد.نظر شما درباره این بازی چیست؟فکر می کنید این تئوری تا چه حد درست باشد؟
    نظرات خود را به اشتراک بگذارید.
    نویسنده : استخدام کار بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 16:58
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها